حمله اتحاديه کمونيستها به شهر آمل :

اتحاديه کمونيستهاي ايران:بنيانگزار اين اتحاديه بيژن جرني با افکار مارکسيسم و لنيسنيسم

مي با شد .اين گروهک با کنار گذاشتن دين اسلام،از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي مخالفتهاي خودرا با انقلاب اسلامي مردم ايران بويژه با تحت فشار قرار دادن دولت مردمي شهيد رجايي اعلان کردند و در سال 1360با حمله به پاسگاهها و سرقت اسلحه و نيز تحويل گرفتن اسلحه از واسطه هاي آمريکايي مسلح شده ، دست به ترور و بمب گزاري وسيع در جهت سلب آسايش مردم مي زند درحالي که در تهران توان مقابله با مردم و نيروهاي نظامي را نداشت به جنگلهاي شمال پناه برده و گروهکي را بانام سربداران تشکيل مي دهد.بدين جهت جنگل آمل را مرکز آموزش ،سازماندهي و عزيمت نيروها به سوي هدف قرار دادند.در جنگلهاي شمال علاوه بر اين گروه ، گروه رنجبران و گروه اشرف دهقان و سازمان مجاهدين خلق (منافقين) نيز حضور داشتند.

اهداف حمله:براساس اعتراف دستگير شدگان ،هدف اصلي نابودي اسلام و نظام جمهوري اسلامي با شعار دفاع از خلق و آماده سازي براي ايجاد يک حکومت کمونيستي بود

علل انتخاب جنگل آمل :1- جنگلهاي آمل به علت داشتن درختان انبوه و شاخ و برگ فراوان با رنگهاي مختلف از لحاظ نظامي داراي استتار بسيار خوبي بود که به هيچ وجه از طريق هوايي نمي توان آن را کنترل نمود و در زمستان نيز شناسايي را مشکل مي کرد و نيز وجود راههاي مال رو و شبيه به هم و نيز درختان و تپه و دره هاي مشابه به خصوص در شب عاملي براي گم شدن کساني است که آشنايي و تسلط کافي بر محيط جنگل ندارند

2: وجود عناصر بومي و کارگران و رانندگان معدن باعث مي شد رفت و آمد هاي عناصر غير بومي چندان غير عادي نباشد .  

3- استقرار در حاشيه جاده بين المللي هراز داراي سه مزيت عمده بود:الف-شلوغي و حجم زياد تردد

 با عث کم خطر بودن هرگونه نقل و انتقال نيرو و امکانات به داخل جنگل بود ب: مسدود نگاه داشتن جاده در مواقع ضروري موجبات ممانعت انتقال نيرو و امکانات کمکي از مرکز حکومت را فراهم مي ساخت ج: بنا به اعتراف دستگير شدگان به علت نداشتن راديو با مسدود کردن جاده و تبليغ و پخش اعلاميه ها

مي توانستند حضور و فعاليت خودرا به سرعت در داخل و خارج کشور منعکس نمايند .

چگونگي حمله ايادي استکباري به شهر آمل

گروهک به اصطلاح سربداران با توجه به درگيريهاي متعدد در جنگل با مردم و نيروهاي نظامي وبا فرارسيدن فصل سرما به ويژه بارش برف سنگين و کمبود تجهيزات و امکانات وخسته شدن نيروها مبني بر اينکه تا کي بايد در اين سوراخها و غارها مخفي باشند ؟پس کجاست آن استقبال گرم مردم از ما؟

سرانجام در شب دوشنبه پنجم بهمن سال شصت در ساعت 8شب با چنگالهاي خون آشام و چکمه هاي پوشالي در زمان استراحت مردم زحمتکش شهر ،دزدانه وارد شهر شده و در طول دوساعت در تمام مراکز حساس شهر مستقر شده وبا بستن جاده ها و دستگيري افراد و ترور آنها ،جنايت خودرا آغاز کردندو با اشغال اداره مخابرات و دادگستري وبه شهادت رساندن چندين عابر پياده جنايات خود را درآن شب ادامه دادند و به محاصره مراکز نظامي مي پرداختند.

ولي علي رغم داشتن تجهيزات سنگين نظامي در مقابل سلاح سبک نيروهاي سپاه و انتظامي تا صبح ناکام مانده وبه هدف بيهوده خود مبني بر اينکه صبح با استقبال مردم از آنان تمام شهر را به تصرف خود در خواهند آوردهرگز نمي رسند.

مردم در مقابل هجوم دشمن چه کردند؟

مردم آمل در مقابل هجوم دشمن چه کردند؟

وقتي صبح نمايان گشت مردم گروه گروه به خيابانها ريختند مردم که بيش از 8ساعت صداي گلوله شنيده بودند و متوجه حمله خفاشان شب به شهر شده بودند کاسه صبرشان لبريز شده وبا تجمع در مقابل سپاه پاسداران خواستار تسليح شدند ولي به علت کمبود سلاح ،افراد با دردست داشتن تبر، بيل،داس و سنگ و... هر وسيله ديگر که در دستشان بود جهت حمله به دشمن آماده و وارد صحنه درگيري شدند ،حدود ساعت 30/8 صبح در حالي که درگيري بشدت ادامه داشت و دشمن انتظار نداشت خود را در مقابل سيل جمعيت و مردم عادي ببيند سراسيمه از هر سو شليک نموده وبا گشودن آتش به سوي خلق و مردمي که دقايقي قبل خودرا مدافع آنان مي دانستند عده زيادي از نوجوانان و جوانان ، زنان و مردان پير را به خاک و خون کشيدند.

ساخت سنگر از ساعت 30/8صبح يعني همزمان با حضور مردم که شامل زنان،خردسالان ،جوانان و نوجوانان و پيران بود شروع و در عرض تنها 90دقيقه صدها سنگر در سطح شهر آمل ساخته شد که به هزار سنگر معروف شد .

درگيريها و زدوخورد به شدت ادامه داشت هرکسي در هر جايي که بود به فکر دفاع و مبارزه بود از آنجا که بيمارستان 17شهريور در اشغال دشمن بود مردم در فکر مداواي مجروحين درمنازل خود بودند و هرکسي با هرچه در توان داشت در اختيار کساني مي گذاشت که از شهر دفاع مي کردند.

از ساعت 30/10صبح فرار دشمن بتدريج از شهر با حضور مردم آغاز شد و دست از کشتن مردم کشيدند و عده اي هم که در قتل و عام مردم پافشاري مي کردند بوسيله نيروهاي بسيج و انتظامي از پاي درآمدند وبقيه به باغها و اطراف جنگل فرار کردند که در طرح پاکسازي تفاله هاي آمريکا و استکبار از شهر،17نفر از آنان دستگير شدند درگيري خونين يک بار ديگر در ساعت 3بعدازظهر رخ داد اما زماني نگذشت که پاکسازي و آرام سازي شهر آغاز شد و هر متجاوزي يا به فکر فرار به سوي جنگل بود يا در مخفيگاهي پنهان و سپس دستگير مي شد. مردمي که از سپيده صبح از خانه خارج و به سوي دود و آتش دويدند پس از ده ساعت مبارزه در آستانه غروب به منزل باز گشتند ديگر صداي گلوله اي به گوش نمي رسيد ده ها خانواده داغدار شدند پس از پايان درگيري ،مردم خواستار اجراي حکم براي دستگير شدگان شدند که دستگير شدگان با فرمان آتش مردم به سزاي اعمال ننگين خود رسيدند و اينچنين شد که امام راحلمان فرمود :مردم چنان توي دهن آنان زدندکه حتي براي چند ساعت نتوانستند مقاومت کنند پس ما بايد از شهر آمل و مردم فداکار آن تشکر کنيم .

در اين درگيري چهل نفر شهيد و 120نفر مجروح شدند که از تعداد شهدا 6نفر دانش آموز بودند.

به روح پاک و مطهر همه شهدا و غيرتمندان مدافع حريم اسلام و انقلاب درود مي فرستيم

کانون شهيد احمدزاده برادران آمل